تبلیغات
مطالب اینترنتی - معادله‌ی زندگی!
 
مطالب اینترنتی
چهارشنبه 8 آذر 1396 :: نویسنده : نویسنده


آشنایی با رشته‌ی ریاضی


معادله‌ی زندگی!


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – معرفی رشته‌های دانشگاهی > سید‌سروش طباطبایی‌پور:
برگه‌های ریاضی امتحان میان‌ترم به دستمان رسیده بود و من در حال انفجار بودم. شب امتحان، فقط دوساعت خوابیدم، حتی فوتبال مورد علاقه‌ام را هم ندیدم (یعنی… راستش را بخواهید فقط صدایش را ‌شنیدم)، اما حالا…

حالا همه‌چیز به‌كنار؛ كَل‌كَل من با «سپهر» را بگو! دماغم به خاك مالیده شد! از این بیش‌تر می‌سوختم كه بعد از اعلام نتایج امتحان، چیزی به روی خودش نمی‌آورد. انگار كه نتیجه‌ی ماجرا از اول معلوم بوده و همه می‌دانستند كه او بالاترین نمره‌ی درس ریاضی را به‌دست می‌آورد.

صدای زنگ تفریح كه آمد، صبر كردم همه‌ی بچه‌ها از كلاس بیرون بروند؛ آقای اسدی عادت داشت بعد از بچه‌ها، كلاس را ترك می‌كرد. وقتی آخرین نفر پایش را از كلاس بیرون گذاشت، با قدم‌های بلند، مشت‌های گره‌كرده و صورت برافروخته، به سمت میز معلم رفتم و با عصبانیت گفتم:

«آقا به‌خدا دیگر حالم از این درس به‌هم می‌خورد! به‌من چه كه معادله‌ی دو مجهولی و هندسه‌ی اقلیدوسی چیست؟ این‌ها نه به‌درد الآن ما می‌خورد، نه آینده! اصلاً ریاضی هیچ كاربردی در زندگی ندارد؛ من از ریاضی متنفرم؛ اصلاً حالم از هر چه عدد است، به هم می‌خورد…

آقای اسدی، لبخند می‌زد و مرا نگاه می‌كرد…

– آقا چرا می‌خندید… من از ناراحتی می‌جوشم، اما شما… كه آقای اسدی، یك‌هو پق! زد زیر خنده! مات شده بودم. بعد از این‌كه وضعیت از حالت قرمز به حالت عادی برگشت، گفت: «عین روز برای من روشن بود كه تو در این امتحان خراب می‌كنی!»

-چرا؟ از كجا معلوم بود!

– این همان كاربردی است كه علم ریاضی در زندگی روزمره دارد و یك ریاضی‌دان، می‌تواند از آن استفاده كند. برای این‌كه بهتر متوجه شوی، یكی از شاخه‌های علم ریاضی، علم آمار و احتمال است. با استفاده از همین علم، من نمره‌های كلاسی تو و بقیه‌ی بچه‌ها را بررسی كردم. این‌جا را نگاه كن!

من كه كمی گیج شده بودم، به لیست آقای اسدی و عددها و نمودارهایی كه جلوی اسم بچه‌ها بود خیره شدم.

– این‌جا را ببین. این نمودار نمره‌های كلاسی تو است؛ چیزی شبیه یك موج كه هی فراز و فرود دارد. این نمودار، به من كمك كرده كه بتوانم نمره‌های متغیر و به‌ظاهر بی‌نظم تو را، قانون‌مند كنم و رفتار پیچیده‌ی تو، برای من به‌شكلی ساده و قابل پیش‌بینی دربیاید.

دوچرخه شماره ۹۰۱

  • می‌خواستم نویسنده شوم!

جالب بود! نمودار به من نشان می‌داد كه بعد از هر نمره‌ی خوب، یك نمره‌ی ضعیف گرفته‌ام. انگار هر بار به نمره‌های خوبم مغرور می‌شدم و به امتحان بعد، گند می‌زدم.

آقای اسدی ادامه داد: «اصلاً كار علم ریاضی همین است؛ قانون‌مندكردن پدیده‌های طبیعی. به‌عبارت دیگر این علم اتفاق‌های پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی را ساده و منظم و قابل‌ پیش‌بینی می‌كند.»

– قبول، اصلاً ریاضی پركاربرد؛ اما من خیلی از این درس خوشم نمی‌آید؛ یعنی موقع حل مسئله، كلی كیف می‌كنم، حتی اگر به برگه‌ی من نگاه كنید، برای رسیدن به جواب، كلی راه جدید رفته‌ام، اما همه اشتباه از آب درآمده‌اند… اصلاً من عاشق رمان هستم؛ عاشق نویسندگی؛ و فكر می‌كنم كه در آینده، این فرمول‌ها به هیچ دردم نمی‌خورد.

آقای اسدی لبخندی زد و تبلتش را از توی كیفش درآورد: «چه جالب! با توجه به شناختی كه از تو در درس ریاضی دارم، یاد «مریم میرزاخانی» افتادم.»

-مریم،‌مریم میرزاخانی دیگر چه كسی است؟

– این عكس را نگاه كن؛ او اولین زن و اولین ایرانی‌ای بود كه توانست مدال «فیلدز» (بالاترین جایزه‌ی ریاضی جهان برای دستاورهای برجسته‌ی ریاضی‌دانان زیر 40 سال) را به‌دست بیاورد. حیف كه همین چندماه پیش خاموش شد!

یك چیزهایی یادم افتاد. انگار پس از پایان دبیرستان، برنده‌ی مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی شده بود و بعد هم در دانشگاه شریف، ریاضی خوانده بود و از دانشگاه هاروارد، دكترای ریاضی گرفته بود.

لبخندی زدم و گفتم: «آقای اسدی، ما را گرفتید ها؟ شما مرا با این خانم نابغه و مخ مقایسه می‌كنید؟

– بله كه مقایسه می‌كنم. اشتباه ما این است كه فكر می‌كنیم افراد موفق، استعدادهای عجیب و غریبی دارند و مثل ما زندگی نمی‌كنند. همین چند ماه پیش، فیلمی از او دیدم كه مثل تو می‌گفت «ریاضی، همیشه علاقه‌ی اصلی من نبود، من علاقه‌ی زیادی به خواندن رمان داشتم و فكر می‌كردم روزی نویسنده بشوم…»

– و چه شد كه خانم نویسنده، تبدیل به ریاضی‌دان شد؟

– انگار تا سال دوم دبیرستان، خودش هم فكر نمی‌كرده ریاضی‌دان شود. اما او هم مثل تو از حل مسائل ریاضی خیلی كیف می‌كرده و حتی تلاش می‌كرده برای حل هر مسئله، یك راه تازه پیدا كند.

حتی در همان روزهای غم‌انگیز درگذشتش، از قول یك مجله‌ی معتبر جهانی خواندم كه به‌جای تعریف‌های الكی از او، نوشته بود كه مریم، از كنار چالش‌های سخت به‌سادگی نمی‌گذشت و آن‌ها را با ذهن طبقه‌بندی‌شده‌ای كه ریاضی به او هدیه كرده بود، ساده و قانون‌مند می‌كرد…

– خانم میرزاخانی چه كاری در حوزه‌ی علم ریاضی انجام داد كه به او این جایزه را دادند؟

آقای اسدی از روی صندلی بلند شد و گفت: «زنگ تفریح تمام شد پسر! اجازه بده بروم دفتر و یك استكان چای بخورم، زنگ بعد سر كلاس، توضیح می‌دهم.»

دوچرخه شماره ۹۰۱

نمایی از نمودار یك سطحی ریمانی

كلاس آقای اسدی، همیشه با كلی هیجان و مسابقه همراه بود. امازنگ آخر، او ترجیح داد ماجرای میرزاخانی را برای بچه‌ها تعریف كند:

«همان‌طور كه می‌دانید، هندسه هم یكی از شاخه‌های علم ریاضی است. علمی كه با شكل، اندازه، موقعیت نسبی اشكال در فضا و بررسی آن‌ها سر و كار دارد. ما در دبیرستان، هندسه‌ی اقلیدوسی می‌خوانیم. در قانون پنجم اقلیدوس، می‌خوانیم كه «از هر نقطه خارج از یک خط، فقط و فقط یک خط موازی با آن خط می توان رسم کرد»؛

اما ریاضی‌دانی به‌نام «ریمان» نظر دیگری داشت. او معتقد بود از آن نقطه، هیچ خطی به موازات خط اولیه نمی‌توان رسم كرد؛ چون برخلاف هندسه‌ی اقلیدوسی كه تنها به‌خطوط راست معتقد بود، او همه‌ی خطوط را منحنی می‌دید و یك‌جورهایی هندسه‌ی او را، منحنی‌وار می‌گویند.»

سپهر دستش را بلند كرد و گفت: «خانم میرزاخانی، چه موضوعی را به این علم اضافه كرد؟»

– او علاقه‌ی زیادی به درك شكل‌هایی داشت كه می‌توانست از زوایای مختلف، آن‌ها را تجسم كند. درواقع یكی از كارهای مهم او، محاسبه‌ی مساحت و حجم سطوح ریمانی بود؛ یعنی اشكالی كه در فضای چهاربعدی، خم‌شده‌اند.

من هم برای این‌كه از سپهر كم ‌نیاورم، دستم را بلند كردم و گفتم: «و این محاسبه، در چه علومی كاربرد دارد؟»

– فیزیك و حتی علوم فضایی! مثلاً مدارهای زمین، به‌خاطر منحنی‌بودن، در هندسه‌ی ریمانی بررسی و محاسبه می‌شوند و این محاسبه، كمك فراوانی به اكتشاف‌های ناشناخته‌ی فضایی می‌كند.

یكی از بچه‌ها كه سر ذوق آمده بود گفت: «پس درس ریاضی، در فضا هم كاربرد دارد! یعنی اگر ما كره‌ی ماه هم برویم، از دست این درس خلاص نمی‌شویم؟»

بچه‌ها هم كه حسابی كله‌هایشان داغ كرده بود، پق! زدند زیر خنده.

دوچرخه شماره ۹۰۱

  • ملكه‌ی دانش‌ها!

– چرا كره‌ی ماه! همه‌جا علم ریاضی كاربرد دارد؛ حتی در زمین فوتبال!

بچه‌ها كه حس آبی و قرمزشان یك‌هو گل كرد، كلاس را روی سرشان گذاشتند. آقای اسدی هم برای جلوگیری از زد و خورد، ماجرا را ختم به‌خیر كرد.

– لطفاً توجه! اجازه بدهید چند مثال بزنم. مثلاً اینشتین هم مثل ریمان، معتقد بود حركت نور هم به‌شكل منحنی است و فاصله‌ی خط منحنی، از خط راست كم‌تر است. شاید «دیوید بكام»، هافبك سابق تیم ملی انگلستان هم به‌همین دلیل، ضربه‌های كاشته‌ی خود را، به‌شكل منحنی به‌طرف دروازه‌ی حریفانش می‌فرستاد.

یا این‌كه مقاله‌ای از یك ریاضی‌دان می‌خواندم كه تمام نتایج بازی‌های یك فصل «بوندس‌لیگا» را با علم آمار، مدل‌سازی كرده بود و به این نتیجه رسیده بود كه همه‌ی تیم‌های آلمانی حاضر در این لیگ، بعد از چهار برد، حتماً دچار افت می‌شوند.

نتیجه‌ی این تحقیق ریاضی، به مربیان یادآوری می‌كرد كه بعد از چهار برد، باید شیوه‌‌ی تمرین و بدن‌سازی تیم را تغییر دهند و یا این‌كه روی مسائل روانی بازیكنان، بیش‌تر كار كنند.

یكی از بچه‌ها گفت: «من كه فكر می‌كردم كسی كه ریاضی را آفرید، تنها به فكر حال‌گیری بچه‌ها بوده. مخترع گوشی تلفن همراه را ببینید كه چه‌قدر آدم خیرخواهی بوده! علاوه بر برقراری ارتباط، ما را سرگرم هم می‌كند»

– ریاضی، مادر علوم است و حتی در تولید گوشی تلفن همراه هم نقش مهمی دارد؛ اما یك نكته‌ی جالب دیگر. محققین ریاضی در یكی از كارخانه‌های تولید تلفن همراه، با استفاده از فرمول‌های ریاضی، به این نتیجه رسیده‌اند كه اگر رمز گوشی‌های تلفن همراهشان، چهاررقمی باشد،‌ هكرها برای رسیدن به10‌هزار عدد احتمالی، حدود 18 دقیقه زمان لازم دارند؛ اما اگر رمز گوشی تلفن همراه، شش رقمی باشد، برای چك‌كردن همه‌ی عددهای احتمالی، حدود 196سال، زمان احتیاج است.

به همین دلیل مدتی است رمز عبور گوشی تلفن همراه این شركت، از چهار، به شش رقم تغییر یافته است.

دوچرخه شماره ۹۰۱

  • حافظ ریاضی‌دان!

حرف‌های آقای اسدی خیلی هیجان‌انگیز بود. به‌خصوص از وقتی كه فهمیدم یكی از درس‌های اصلی و پركاربرد همه‌ی رشته‌های مهندسی، ریاضی است، روی این درس حساب دیگری بازكردم. آقای اسدی می‌گفت از محاسبه‌ی باری كه بر دوش تیرآهن‌های این ساختمان است، تا محاسبه‌ی فشاری كه بر بدنه‌ی یك هواپیما وارد می‌شود، بر عهده‌ی این علم است.

حتی معتقد بود یك فیزیك یا شیمی‌دان، بدون كمك از علم ریاضی، نمی‌تواند قدم از قدم بردارد. اما نكته‌ی مهم، موضوع آخری بود كه آقای اسدی مطرح كرد؛ وقتی كه از او پرسیدم: «آقا! من به ریاضی علاقه دارم، اما آرزو دارم در دانشگاه، رشته‌ی ادبیات را دنبال كنم. به‌نظر شما ریاضی برای درك شعرحافظ و سعدی هم به‌كار می‌آید؟

– من معتقدم كه ریاضی، ذهن ما را منظم و قانون‌مند می‌كند. برای درك و حل مسائل ریاضی، یك دانش‌آموز باید قدم‌به‌قدم، داشته‌ها را كشف كند و با استفاده از قوانین، به مجهولات برسد. وقتی ذهن شما به این روش عادت كرد، حتی در كشف راز و رمزهای شعر حافظ هم مؤثر خواهد بود.

دوچرخه شماره ۹۰۱

قبل از خوردن زنگ، آخرین جمله‌ی آقای اسدی خیلی به دلم نشست: «ریاضی، علم زندگی است. این علم به من آموخت كه قوانین زندگی، درست شبیه یك معادله یا تساوی ریاضی است؛ معادله‌ای كه هیچ‌گاه خطا نمی‌كند.

این قانون به ما می‌گوید كه اگر در این سوی تساوی، عمل خیر و نیك بكاری، در آن سوی تساوی، حتماً خیر خواهی دید، و اگر شر بكاری، بدی درو خواهی كرد.

زنگ آخر خورد و بچه‌ها هواركشان، از كلاس رفتند؛ اما این زنگ آخر، برای من آغاز نگاهی جدید به زندگی بود؛ نگاهی جدید به ریاضی!

  • بازار كار در رشته‌ی ریاضی

1. فعالیت در شركت‌های نفتی، عمرانی و… كه در پروژه‌های خود كار محاسباتی انجام می‌دهند

2. فعالیت در مؤسسه‌های مالی مثل بانك‌ها و…

3. عضو هیئت‌علمی دانشگاه و انجام كارهای پژوهشی (در مقطع دكتری)

4. تدریس در مدارس

قدم ‌به‌ قدم تا رسیدن به ریاضی!

دوچرخه شماره ۹۰۱

دوچرخه شماره ۹۰۱

از آقای «جعفر اسدی گرمارودی» كارشناس‌ارشد رشته‌ی آموزش ریاضی تشكر می‌كنیم كه ما را در تهیه‌ی این مطلب صمیمانه یاری كردند.



لینک منبع

مطلب معادله‌ی زندگی! در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :معادله‌ی زندگی!
http://mofidestan.ir/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :